محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
146
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
برچيده شده و نشانههاى قيامت آشكار مىشود . آرى ، عمر دنيا به پايان رسيده و اجل مقدّر آن فرارسيده و رستاخيز نزديك است . ( أخرجهم اللّه من ضرائح القبور ) خداوند هر ذرهاى از اجساد متلاشى را بيرون مىآورد هرچند به خاك يا گياه يا حيوان ديگرى تبديل شده باشند . ( و أوكار الطّيور و أوجرة السّباع ) منظور از « أوكار » و « أوجار » شكمهاى پرندگان و حيوانات درنده است . خداوند جسد آدمى را هرچند اگر پرنده يا حيوانى آن را خورده باشد ، از نو باز مىسازد . شبهه « آكل و مأكول » نيز كه پيرامون آن سخن فراوان گفتهاند ، در اين آيه شريفه به آن پاسخ داده شده است : « و او اگر بخواهد ، بر جمع كردنشان توانا است . » « 1 » درباره اين شبهه ، در جاى ديگرى سخن به ميان آوردهام . خلاصه شبهه چنين است كه اگر كافرى مؤمنى را بخورد و جسد او به گوشت و خونش منتقل شود ، پس اگر كافر به آتش رود ، مؤمن نيز عذاب مىشود و اگر به بهشت رود ، كافر پاداش نيك گرفته است . « 2 » پاسخهاى چندى به اين شبهه دادهاند كه از جمله آنها در اسفار ملاصدرا و ديگر كتابهاى فلسفه و كلام است و من بر همه آنها آگاهى يافتهام و هيچ يك از آنها را قانعكننده نيافتهام ؛ جز آنكه انجام اين كار را به قدرت و توانايى خداوند حواله دهيم . برخى از پاسخهاى اين شبهه به اين شرح است : در هر انسان عضوى اصيل وجود دارد كه هرگز دگرگون نمىشود
--> ( 1 ) . وَ هُوَ عَلى جَمْعِهِمْ إِذا يَشاءُ قَدِيرٌ شورى / 42 : 29 . ( 2 ) . براى آگاهى بيشتر نك : التفسير الكاشف ، ذيل آيه 4 سوره ق و نيز كتاب « فلسفة التوحيد و الولاية » .